تبلیغات
خانه فیلم و انیمیشن - گفتگو با نیکلاس کیج

نیكلاس كیج در طول چند ماه گذشته با فیلم پویا نمایی (انیمیشنی) «نیروی جی» همكاری داشته و صدای خود را به شخصیت اصلی این فیلم قرض داده است

قصه فیلم در باره چند موش كور شیطان و زبر و زرنگ است كه به صورت یك گروه ویژه عملیاتی فعالیت می‌كنند. وظیفه آنها مقابله با موجودات بد و خبیثی است كه قصد نابودی جهان را دارند. كیج در قصه فیلم به جای موش كوری به نام اسپكلز صحبت می‌كند كه مایل است با این گروه همكاری داشته باشد. او در یك گفت‌وگوی اینترنتی درباره فیلم‌های پویانمایی و علاقه‌اش به این نوع سینما حرف می‌زند و حرف‌هایی هم برای بچه‌ها دارد.


  • چرا همكاری با «نیروی جی» را قبول كردید؟

به همكاری با این فیلم افتخار می‌كنم، زیرا برای تمام اعضای خانواده- هم بچه‌ها و هم والدین آنها- حرف‌هایی برای گفتن دارد. حیوانات سخن‌گو همیشه جذابیت خاصی برای بچه‌ها و بقیه تماشاگران داشته‌اند. این مسئله هیجان خاصی به قصه می‌دهد. تلاش اصلی سازندگان فیلم خلق یك اثر سرگرم كننده بود و می‌خواستند با آن، بچه‌ها را شاد و خوشحال كنند. برای من هم جای خوشبختی است كه می‌توانم لبخندی بر روی لب بچه‌ها بیاورم.

چگونه جذب این كار شدید؟

آخرین روزهای كار فیلم‌برداری «گنجینه ملی 2» بود كه تهیه‌كننده آن، جری بروكهایمر در باره كار بعدی‌اش «نیروی جی» با من صحبت كرد. از من پرسید دوست دارم با یك فیلم پویا نمایی كار كنم یا خیر. آن زمان، من خیلی خسته بودم. به همین دلیل صدایم را عوض كردم و با لحن با نمكی گفتم: « می‌توانم در فیلم این‌طوری صحبت كنم؟» بروكهایمر خندید و گفت: «حتماً، چرا كه نه؟» و من دعوت او را قبول كردم.

  • چه‌قدر سخت بود كه بخواهید صدایتان را به یك شخصیت انیمیشنی قرض بدهید؟

برایم كار كردن در فیلمی كه در آن خبری از دوربین فیلم‌برداری نبود، خیلی عجیب و غریب بود. همكاری با یك فیلم پویا نمایی خیلی سخت است، زیرا تو مجبور هستی كاملاً به قوه تخیل خودت تكیه كنی. جلوی من فقط یك میكروفن بود كه صداها را ضبط می‌كرد. بقیه چیزها را من باید با صدایم خلق می‌كردم. البته كار خیلی با نمكی بود.

  • شخصیت كارتونی خودتان رادر فیلم دوست داشتید؟

اگر هنگام كار با یك پروژه انیمیشنی شخصیت خودت را دوست نداشته باشی، نمی‌توانی به جای او خوب و درست حرف بزنی. نكته جالب توجه درباره اسپكلز این است كه او موجودی تنها و غریب است و در آغاز، كسی او را نمی‌شناسد. وی تمام تلاش خود را می‌كند تا با جمع هماهنگ شود. ولی نمی‌تواند. دلیلش هم نوع صحبت كردن و نگاه كردنش است.

  • این نقش انتخاب خودتان بود؟

بله. من می‌توانستم هر كدام از نقش‌های فیلم را كه دوست دارم انتخاب كنم. اما از همان ابتدای كار احساس كردم شخصیت اسپكلز را بیشتر از بقیه دوست دارم. نمی‌خواستم شخصیتی كه بازی می‌كنم یك موجود جذاب و خیلی دوست‌داشتنی باشد. از همان اول می‌خواستم یك موش كور باشم، آن هم از نوع اسپكلز.

  • اولین باری كه طراحی اسپكلز را دیدید، چه فكری داشتید؟

بلافاصله فهمیدم شخصیتی است كه دوست دارم آن را كار كنم و از قرض دادن صدایم به او لذت خواهم برد. هر چیزی كه درباره او وجود داشت جالب و جذاب بود. به نظرم شخصیت فوق‌العاده‌ای آمد كه می‌تواند صدای خیلی بامزه‌ای هم داشته باشد.

  • صدای او را چگونه كشف و خلق كردید؟

شخصیت اسپكلز به من كمك كرد تا بتوانم صدایم را در یك مسیر متفاوت و كاملاً تازه قرار دهم. او بسیار متفاوت است و قهرمان قصه فیلم هم نیست. به همین دلیل، نیازمند یك صدای متفاوت بود. با شخصیت اسپكلز می‌خواستم چیز متفاوتی خلق كنم كه تماشاگران احساس كنند متعلق به كس دیگری است و نه خود من.

  • چه چیزی الهام بخش خلق این صدا شد؟

من همیشه طرفدار صدای مل‌بلانش بوده‌ام، كسی كه به جای بسیاری از شخصیت‌های كارتونی همچون باگزبانی و دافی صحبت كرده است. او الهام بخش اصلی‌ام بود. همیشه برایم این نكته خیلی جالب بود، كه او می‌تواند به جای چند شخصیت دنیای پویانمایی حرف بزند.

  • قبل از ورود به اتاق ضبط، صدایتان را گرم می‌كردید؟

خیر. من سال‌هاست كه صدایم را گرم می‌كنم! از همان ابتدای كار بازیگری، همیشه روی صدایم كار كرده‌ام. یك بازیگر همیشه باید صدایی خوب و آماده داشته باشد.

  • در فیلم به جای یك شخصیت حیوانی صحبت كرده‌اید؛ آیا حیوانات را دوست دارید؟

بله. نه تنها دوستدار آنها هستم، بلكه مخالف كشتنشان نیز هستم. خودم اصلاً نمی‌توانم پرنده‌ای را شكار كنم یا حیوانی را بكشم.

  • برای نوجوانانی كه می‌خواهند راه شما را بروند و بازیگر شوند، چه نصیحتی دارید؟

روحیه كودكی و نوجوانی‌تان را حفظ كنید، زیرا در آن صورت می‌توانید قوه تخیل خود را گسترش دهید. در چنین حالتی، این قوه تصور و تخیل شماست كه شما را به تماشاگران پیوند می‌دهد. تصور و تخیلتان بهترین وسیله و ابزار برای بازیگر شدن است. نگران آن نباشید كه دیگران قوه تخیل شما را محكوم ‌كنند یا چون شما با تخیلتان زندگی می‌كنید، به شما بگویند راه و روش غلطی را در پیش گرفته‌اید. از این قوه تا آن‌جا كه می‌توانید استفاده كنید.